ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

796

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

آئين‌هاى زندگى استوار شده و ريشه دوانيده در صورتى كه شهرهاى نوبنياد هنوز به اين پايهء تكامل نرسيده‌اند . و اين كيفيت در اين روزگار بر اندلس تطبيق مىشود ، چه مىبينيم در آن كشور كيفيات و شيوه‌هاى صنايع در كليهء عادات و رسومى كه در شهرهاى آن معمول ميدارند همچنان پايدار و استوار و راسخ است مانند بنايى ساختمانها و هنرهاى آشپزى و انواع سرودخوانيها و وسايل سرگرميهاى طرب‌انگيز از قبيل ابزار موسيقى گوناگون و رقص و هنر فرش كردن و اثاث كاخها و به كار بردن حس سليقه در ترتيب و وضع ساختمانها و ساختن ظروف و كليهء لوازم آشپزخانه و اثاث زندگى از مواد فلزى و سفالين و روش بر پا كردن مهمانيها و جشنهاى گوناگون و ديگر هنرهائى كه لازمهء عادات يك زندگانى پر تجمل و ترقى يافته است . از اين رو مىبينيم كه مردم اندلس در اين صنايع ماهرتر و بصيرتراند و صنايع گذشتهء آنان همچنان در آن كشور استوار بجاى مانده است چنان كه هم اكنون بهرهء وافرى در هنر دارند و در اين باره نسبت بمردم كليهء شهرها متمايزاند هر چند عمران و تمدن آن كشور نقصان يافته است و قسمت عمدهء آن با تمدن ديگر ممالك ساحلى مغرب ( موريتانى ) برابر نيست . و اين وضع هيچ دليلى ندارد جز آنچه ما ياد كرديم ، زيرا در نتيجهء رسوخ دولت اموى و دولت پيش از آن يعنى قوط ( گت‌ها ) و دولتهاى پس از آن از ملوك طوايف گرفته تا اين روزگار ، تمدن در آن سرزمين ريشه دوانيده و استوار شده است و از اين رو تمدن در اندلس بمرحله‌اى نائل آمده كه هيچ سرزمين ديگرى جز عراق و شام و مصر بدان پايه نرسيده است ، چه اخبارى كه دربارهء كشورهاى مزبور نقل ميكنند نيز نشان ميدهد كه به علت دوام دولتها در آن ممالك صنايع آنان نيز استحكام يافته و كليهء انواع آنها از لحاظ زيبائى و ظرافت تكميل شده و آئين و شيوهء آنها همچنان در اجتماع كنونى آنان باقى مانده است و از آن سرزمينها دور